خرید بک لینک

درباره سایت

يك سكوت !

آخرین مطالب

امکانات وب

تصورهای باطل نقش زد آینده ما را

به تصویری مجازی خط کشید آیینه ما را

رفاقتها،محبتها چرا زیبا سرابی بود

گذشته لحظههای عشق ما آشفته خوابی بود

غرورم را لباست میکنم،باز التماست میکنم

تا وقت دیدار

دو چشمم فرش پایت میکنم،جانم فدایت میکنم

من را میازار،من را میازار

برای خندههایت بر من و بر اشک خونینم دلم 1

برای سر نهادنهای تو بر دوش و بالینم دلم تنگه

برای با تو بودنها دلم تنگه،نفس با تو کشیدنها دلم تنگه

تصورهای باطل نقش زد آینده ما را

به تصویری مجازی خط کشید آیینه ما را

رفاقتها،محبتها چرا زیبا سرابی بود

گذشته لحظههای عشق ما آشفته خوابی بود

غرورم را لباست میکنم،باز التماست میکنم

تا وقت دیدار

دو چشمم فرش پایت میکنم،جانم فدایت میکنم

من را میازار،من را میازار

شکستنهای قلب پرغرورم،تحملکردن روح صبورم

شمردنهای تکرار شب و روز،غم شبتلخی و تنهایی روز

برای آن دو چشم کهربایی،که آتش زد مرا با بیوفایی

برای بوسه هنگام دیدار،وداع تلخ آن با چشم نمدار

شکسته قلب من بشکستی و از من نپرسیدی

دل بسوزنده آهم بدیدی و هرگز نترسیدی

هنوزم آسمانم را فقط تنها تو خورشیدی

کشانیدی به ویرانی مرا از غم تو پاشیدی

غرورم را لباست میکنم،باز التماست میکنم

تا وقت دیدار

دو چشمم فرش پایت میکنم،جانم فدایت میکنم

من را میازار،من را میازار

برچسب: نویسنده: آریا طباطبایی تاريخ: جمعه 28 بهمن 1401 ساعت: 1:55

صفحه بندی